داستان مذهبی (یکشنبه 87/9/24 ساعت 5:9 صبح)

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

خداوند به موسى علیه السلام وحى فرستاد که این مرتبه براى مناجات که آمدى کسى همراه خود بیاور که تو از وى بهتر باشى .

موسى براى پیدا کردن چنین شخصى تفحص کرد و نیافت ؛ زیرا به هر که مى گذشت جراءت نمیکرد که بگوید من از او بهترم .

خواست از حیوانات فردى را ببرد، به سگى که مریض بود برخورد کرد. با خود گفت : این را همراه خود خواهم برد، ریسمان به گردن وى انداخت و مقدارى او را آورد بعد پشیمان شد و او را رها کرد.

تنها به دربار پروردگار آمد. خطاب رسید فرمانى که به تو دادم چرا نیاوردى ؟ عرض کرد: پروردگارا نیافتم کسى را که از خودم پست تر باشد.

خطاب رسید: به عزت و جلالم اگر کسى را مى آوردى که او را پست تر از خود مى داشتى هر آینه نام ترا از طومار انبیاء محو مى کردم